تبليغاتX
درد دلهای من و خدا


درد دلهای من و خدا

من فانی ام و تو باقی ...

عمري است خسته ام ...

 

خسته از همه چيز ...

 

خسته از هيچ چيز ...

 

خسته از آنم كه نمي دانم چيست ؟!

 

خسته از آنم كه نمي دانم كيست؟!

 

خسته از خودم ... از خودم كه نمي دانم چيستم و كيستم ...

 

خسته ام ... خسته ...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 14:51 توسط فانی| |

كاش ؛ اي كاش نمي گفتيم !

 

كاش آنقدر مطمئن بوديم كه آرزو نمي كرديم.

 

كاش منتظر زمين و زمان نمي مانديم.

 

كاش ايمان داشتيم ...

 

به خودمان ، به خدايمان.

 

كاش فقط دعا مي كرديم .

 

كاش خدا را مي فهميديم ...

 

كاش ...

 

كاش ؛ اي كاش نمي گفتيم ...

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 11:19 توسط فانی| |

 

زماني بود كه مي گفتم :

 

هميشه سعي كن آنچه را دوست داري بدست آوري ؛ و گرنه مجبور خواهي شد آنچه را كه بدست مي آوري

 

دوست داشته باشي ...

 

اما اكنون مي گويم :

 

هزاران چيز دوست داشتني در جهان هستي وجود دارد ، از خدا دانشي بخواهيم تا بدانيم كدام را بايد بدست

 

آوريم و كدام را نبايد .

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 14:44 توسط فانی| |

بنام خداوندی که عدم را آفرید ...

 

نفرین ... آرزوی هستی با آرزوی نیستی .

 

نفرین ...آرزوی بودن با آرزوی نبودن.

 

نفرین ... آرزوی زندگی با آرزوی مردگی .

 

نفرین ... آرزوی...

نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 16:27 توسط فانی| |


Design By : Night Skin