درد دلهای من و خدا
من فانی ام و تو باقی ...
و خداي من ... و من ... و من اين روزها بيشتر از هميشه به تو نياز دارم ... و من اين روزها به چيزي بيشتر از زندگيم مي انديشم ... از آن هنگام كه تو را يافته ام ؛ معناي از دست دادن از دستم برفت ! ولي مي بينم ... چه امتحان سختي خواهد بود اگر مرا از او جدا كني ... شكرت ! خيلي زود دعايم را اجابت كرده اي ... و چه تقدير زيبائي برايم ديده اي ... خدايا ... قدرتي ده و دانشي ... مي خواهم بفهمم ... خدايا ...
پ . ن . ۱ : خیلی حس خوبی به آدم دست می دهد ؛ وقتی که دو عزیزی که دوستشان داری و دنياي همدیگرند بهم برسند ... جمعه هفته بعد عروسي دوتا از دوستان عزيزم است ... سیمین و مسعود ! مي دانم به اينجا سر نمي زنند ولي از بابت بهم رسيدنشان كلي خوشحالم ... دعايشان كنيد ... پ . ن . ۲ : خداحافظ كيلاماكول ... پ . ن . ۳ : به لینک جمله هفته بروید وبخوانید و لذت ببرید و با جان دل موزیکش را گوش دهید ! جمله هفته : قبل از خواستن فکر کنیم به ارزش چیزی که می خواهیم، چون مطمئنا خدا دست مارا بدون عیدی باز نمی دارد. ( نیلوفر / به سراغ من اگر می آئید ... ) خدايا ! سختترين تقديرها را ، بر من رقم زن ... و توان مقابله با آنها را ، بر من اعطا كن ... خدايا ! مرا به آزمون بكش ... و لياقت سربلندي در آنها را اعطا كن ... بارالها ! سخت ترين شكستها را ، بر من فائق ساز ... و مرا در مقابل خود خسته و ملول بپذير ... بارالها ! به رسم آزمون ، هرچه تقدير دهي ... راضيم ... توكلي ده ! كه توان مبارزه ام باشد ... صبري ده ! تا توان مقاومتم باشد ... و بصيرتي ده ! تا توان ديدنم باشد ...
پ . ن . ۱ : پي نوشت نداشتيم ولی الان داریم !!! پ . ن . ۲ : ۷۷۷۷ جمله هفته : به جاي جمله يه داستانك فوق العاده زيبا داريم : درسي كه آرتور اشي به دنيا داد ( مهديس / ماه تنهاي شكسته ) به احوال زمين نگاه مي كنم ... زميني كه من و همه من ها و غير من ها ... زميني كه همه دلها و سنگها ... زميني كه همه عشق ها و مشق ها ... مستانه يا مايوسانه ، در آن مي زيند ... به احوال زمين نگاه مي كنم ... زمين لحظه به لحظه مي چرخد ... در حس و حالي متفاوت فرو مي رود ... گاه از خورشيد روي برگردانده و تاريك است و گاه رو به خورشيد دارد ... گاه خوشحال است و آفتابي و گاه مايوس و ابري ... اما با اين حال ... لحظه لحظه درتب و تاب است ، تا طواف دل كند ، از اين فاصله محال خورشيد را ، كه تنها نورش ز اوست ... اما من ... انسانم و مي چرخم ... لحظه به لحظه حالي متفاوت دارم ... به وقت نور نمي بينمت و به وقت تاريكي ، نفرينت مي كنم ... بوقت شادي ، فراموشت مي كنم و به وقت غم قهرت مي كنم ... ... خدايا ... من كه هرچه دارم و ندارم از تو دارم ... از اين فاصله قريب ، طواف دلت نكنم ؟! اين است اشرف مخلوقات ؟! لبيك ... اللهم لبيك ...
پ. ن. ۱ : خیلی قشنگ است ... خیلی ... پ. ن. ۲ : پ . ن . ۱ هیچ ربطی به متن اصلی ندارد ... پ.ن.۳ : شاید امسال آخرین روزی باشد که روز دانشجو را جشن می گیرم ... اینبار تنهائی ... پ.ن.۴ : روز دانشجوی همگی مبارک ! پ . ن. ۵ : از این به بعد هر هفته بهترین جمله ای را که در وبلاگها می بینم برایتان می نویسم ! جمله هفته : نیستی که ببینی زمستان دارد از دست هایم سرما قرض می گیرد! ( هيوا / پاك كن كثيف ) تو خدائي ! تو خداي قابيل ! تو خداي هابيلي ! تو خداي قمار بازان ! تو خداي پاك بازاني! تو خداي راستي ! تو خداي چپي ! تو خداي يزيد ! تو خداي حسيني ! تو خداي ملحد ! تو خداي مومني ! تو خداي بي خدا ! تو خداي با خدائي ! تو خداي بت پرستان ! تو خداي تك پرستان ! تو خداي شيطان ! تو خداي انساني ! تو انسان و انسان نما را خدا! تو هرچه آفريدي را خدا! و چه عظمتي داري تو ؛ اگر براي هريك ، ذره اي خدا باشي ...
پ . ن . 1 : و روزه سكوت نه روزه من برايم روزه اي بود نه ساله ... پ . ن . 2 : اميدوارم خدا آنچه را خواسته ام برآورد ساخته باشد ... پ . ن . 3 : از تمام كسانيكه به حرمت ستاره هيچ نگفتند ؛ سپاس گذارم ... خداي ستاره حافظتان ...
| Design By : Night Skin |


