درد دلهای من و خدا
من فانی ام و تو باقی ...
بيشتر كه فكر مي كنم مي بينم هبوط آدم به زمين ؛ فرصت مجددي بود كه به ماها دادي ... كه نشان دهيم چند مرده حلاجيم ... كه نشان دهيم اگر سيبي خورده شد نه از دل بستن به سيب بود كه غفلت از ياد تو بود ... تا نشان دهيم اگر سيبي خورده شد به معناي دل كندن از تو نبود ... و انسان را فرستادي به اين دنيا تا نشان دهد كه جز به تو به چيز ديگري دل نمي بندد ... اما از زماني كه آدم و اهل و عيالش آمدند روي زمين اوضاع بدتر شد ... اگر در آن فاصله نزديك به سيب دل مي بستند اينبار به خود زمين دل بستند ... آنقدر كه بخاطر اين زمين برادر كشي كردند ... آنها رد شدند و بازهم فرصت دادي ... و بازهم فرصت دادي و بازهم فرصت دادي و يكبار ديگر هم فرصت داده اي تا رسيد نوبت ما ... و ما آمده ايم تا نشان دهيم كه در امتحانت سربلند خواهيم شد ... و چقدر هم كه ادعا داشته ايم ! ولي خدا جان ! ما را فريفتند به غمزه اي و خنده اي ... خداجان ... دل دادي و دل بستن نياموختي ... دل بسته ايم به اين دنياي فانيت ... چگونه از اين دنيا دل خواهيم كند ؟! ياريمان كن ... پ . ن . 1 : براي من تازه مسلمان ؛ موضوع جالبي بود عزيزم ! پ . ن . 2 : همانقدر كه تو بازيگر بدي هستي ؛ من بازيگر خوبي هستم ... پ . ن . 3 : اين روزها عجيب رفته ام در حس بازيگري و بازيگرداني و ... نمايشنامه اي را كه سه ماه پيش داده بودم ؛ اكنون در شرايطي به تصويب رسيده كه من درگير امتحانات و ارشد هستم ... نگرفت و نگرفت و نگرفت و عجب جاي بدي گرفت ... پ . ن . 4 : دارم از هرچه روابط است بالا مي آورم ... ولي بعضي از اين روابطها چنان گندي هستند كه با هيچ تهوعي بالا نمي آيند ! پ . ن . 5 : سه ماه پيش كه فرد X و Y را براي بار آخر ديدم زن و شوهر بودند !!! امروز از يكيشان حال آن يكي را پرسيدم و گفت : نمي دانم ... و فهميدم كه من نمي دانستم اينها دوماه است ... خيلي حس بدي دارم ! خيلي ! پ . ن . 6 : اين آپم مربوط به چندي پيش است ! كهنه جوش تازه دم ... جمله های (!) هفته : ۱- حرفی برای گفتن اگر بود دیوارها سکوت نمی کردند!!! ( هیوا / پاک کن کثیف ) ۲- اين روزها همه چيز خوب است، زندگي قشنگ است، خدا ابعادش زياد است! شُشهايمان سرشار از هواي عشقولانه است، طوري که به قول عزيز دلمان داريم خفه ميشويم از اين همه اکسيژن!! ( هیوا / پاک کن کثیف ) ۳- اين روزها دنبال لحظه اي مي گردم كه بي فكر تو باشم نيست. من دچار نداري ِ بي تو شده ام .... ( سودابه / جای من خالی )
وقتي آن دخترك فرياد مي زند : برادران فلسطينيم : ان الله مع الصابرين تمام تفكرات را در من بيدار مي كند ... ان الله مع الصابرين همانا خدا با صبركنندگان است ... صبر ... خدا ... شنيده بودم كه مي گويند : عجب صبري خدا دارد ... و به احوال خودم تاسف مي خورم ... صبر ... نمي دانم ... امشب خيلي دارم چرت و پرت مي بافم ... حالم دست خودم نيست ... دلم پر است از نوشته و نمي دانم چه بنويسم ... خدايا مرا ببخش ... مي خواهم ! پس صبورم كن ... شايد اينگونه بيشتر ايمان بياورم كه هميشه با مني ...
پ . ن . 1 : ظهر تاسوعاي امسال در بازار تهران خدا مي ساختند : ابوالفضل ! يا اسمه دوا و ذكره شفا !!! فقط يك چيز مي توانم بگويم : يا ابوالفضل !!! پ . ن . 2 : و من درمقابل همه اينها گفتم : چرت است ... و تو گفتي : مزخرف است ... حالا بماند تمام بخاطر تو بودن ها را و بخاطر من ماندنها را ... تمام اشكهائي كه در كنارهم خواستيم بريزيم و نريختيم و اي كاش مي ريختيم ... تمام خنده هائي را كه بخاطر هم سرداديم و بخاطر هم خنديديم ... تمام احساسهاي نابي را كه بخاطر هم داشتيم و بخاطر هم سروديم ... هي ديوانه ! انتظارکه نداري تمام اينها را ناديده بگيرم و بگذارم طناب سائيده شود ؟! پ . ن . 3 : 522 - (522/3) = 522 – 174 = 348 پ . ن . 4 : ( فوري ) به يك عدد قطار ويك متر شيلنگ جهت تك چرخ زدن نيازمندیم ! پ . ن . 5 : خسته ام ! منتظر طوفانم ... پ . ن . 6 : خدايا كرمت را شكر! مصريها آخر مرام بازي بودند و ما خبر نداشتيم ! مصريها در راستاي اعلام انزجار (!) از حملات اسرائيل به ملت بي دفاع غزه تصميم به قطع صدور گاز به اسرائيل گرفته اند ... خدايا ! كمي هم از این مرام به ما اعطا کن ! پ . ن . ۶ : در راستای به سنگ خوردن تیر بعضی ها یه موضوعی را باید فاش کنم : زلیخا یوزارسیف رو انداخت زندان ... حالا گیر داده به من ! جمله هفته : در سكوت ِ فكرت ، صداي خدا وجود دارد كه دائم می گويدت : ” آه ... عشق من ! “
حسين + غزه = ... پ . ن . 1 : حسين كه رفت از خودش برايمان چيزي نگذاشت جز دينش و نمازش ... نماز و دينش را ول كرده ايم و سر بريده اش را چسبيده ايم ! پ . ن . 2: اگر خدا می خواست كارهائي كه مي كنيم همان چيزهائي باشد كه در تقديرمان ثبت شده است ، یك نامه اعمال آن هنگام كه به دنیا آمدیم کنارمان می فرستاد ؛ تا در آن دنيا نيازي به حسابرسي نباشد ... پ . ن . 3 : به غزه كه مي نگرم مي فهمم كه آدم چقدر بايد مواظب اعمال و رفتار خود باشد ... چند سال بعد از جنگ جهاني دوم ؛ گروهي از مردم مسلمان فلسطين ، 2% از زمينهاي مسلمانان نشين فلسطيني را به يهوديان فروختند ... نمي دانستند آن 2% بهانه اي است براي تشكيل كشوري بنام اسرائيل ... غزه امروز به حماقت آن اعراب مي سوزد ... مگر در دين نداريم فروش زمين مسلمان نشين به غير مسلمان حرام است ؟! چرا فروختينش ؟! پ . ن . 4 : اينو با ( حسن الماسی ) موافقم : چیزی که در موردش اصلا شک ندارم اینه که، اگه همین بلایی که داره سرفلسطینی ها میاد، سر کشورهای دیگه ی عربی میومد، همونطور که کشورهای، دیگه الان متحد اسرائیل شدن، فلسطینی ها هم در اتحاد با اسرائیل لحظه ای درنگ نمی کردن. پ. ن . 5 : براي رئيس جمهور عزيز مصر و تمام بزرگان عزيزتر عرب : الم تر الي الذين نافقوا يقولون لاخوانهم الذين كفروا من اهل الكتب لئن اخرجتم لنخرجن معكم ولانطيع فيكم احدا ابدا و ان قوتلتم لننصرنكم والله يشهد انهم لكذبون * لئن اخرجوا لايخرجون معهم ولئن قوتلوا لاينصرونهم ولئن نصروهم ليولن الادبر ثم لاينصرون ( سوره حشر - آيات 11 و 12 ) پ . ن . 6 : يك چيزي به من مي گويد واقعه غزه در روز عاشورا پايان خواهد پذيرفت ... پ . ن . 7 : در خبرها شنيدم كه گروهي از مردم ليتواني ( شايد هم لتوني ) براي رومن آبراموويچ ( مالك يهود و روسي باشگاه چلسي ) نامه اي نوشتن و ازش خواستن بياد و كل كشورشونو از دولت ورشكستشون بخره ! اونا تو نامشون نوشتن كه كشورشون مزارع حاصلخيزي داره و اين مزارع مي تونه براي رومن باعث سود زيادي بشه ... پيش به سوي فئوداليسم ! ( فكر مي كنيد شصت سال بعد ؛ حوادثي مانند حوادث غزه رو توي اين كشور شاهد خواهيم بود ؟! ) جمله هفته : لباس توهم به تنم میکنم و در خیابان قدم میزنم! انگار عریانم که همه عجیب نگاهم میکنند! ( آتوسا / دختری با جریان 666 ولت ) مانده ام بين دينمو احساسم به تو ... دين مي گويد از تو بترسم ... مگر تو ترس داري ؟! من كه هرچه مي نگرم در تو ؛ جز مهرباني چيزي نمي بينم ... شكرت كه انسان هم نيستي كه بگوييم اين مهرباني ها موقت است ... خدائي و مهربانيت بي حد و حصر است ... از چه جهت از تو بترسم ؟! دين مرا مي ترساند از تو ؛ تا گناهي نكنم ... ولي با اين احساس چه كنم كه نمي توانم از تو بترسم ... تو رئوفي و مهربان ... چگونه از تو بترسم ؟!
پ . ن . 1 : عزيز من بس كن اين ناراحتي هايت را ... من اس مسي چه گفتم به تو ؟! بقول تو شايد هم من خيلي بي انصاف هستم ! پ . ن . 2 : ديشب دوساعت و نيم تمام استرسي ناب را تجربه كردم ... پ . ن . 3 : كافي نت كاكتوس هرماه به دو نفر از مشتريان خود به قيد قرعه دو دستگاه ماشين پرادوی آخرين سيستم تقدیم خواهد کرد ... پ . ن .4 : اين روزها همه از من التماس دعا دارند ؛ نمي دانند من روسياه خود دنبال شفيعم ؟! پ . ن . 5 : توي توي تويدي ساباخ ! توي توي تويدي ساباخ ... پ . ن . 6 : در هفته اي كه گذشت سالگرد فوت خواجه ما هم بود ... همين ! جمله هفته : نه چشمهاي نافذ بودا بيدارت كرد نه زوزه ي بمب افكنها ... ( سکوت / سیگاری با طعم فلسفه گس )
| Design By : Night Skin |


