درد دلهای من و خدا
من فانی ام و تو باقی ...
آه خداي من ... خداي زيباي من ... زيباي بي همتاي من ... اي زيبائي كه شراره آتش و سرخي باد و فريب غمزه و زيبائي خنده ، بر تو بي اثر است ... كمكم كن ... مي ترسم از شراره آتشي كه سرخي بادها شعله ورش كنند ... آتشي كه خود ساخته ام ؛ به فريب غمزه اي و زيبائي خنده اي ...
خيرداسه 1 : غرورت نگذاشت آنها را باز پس گيري ! نتيجه اخلاقي : كتابهايت را به كتابخانه دادم ! ديگر هديه هايت را به سطل آشغال ... نامه هايت را به آتش انداختم ! دوست داشتنت را به درک ... خيرداسه 2 : امروز نيسان سواري كردم ! آنقدر حال داد !!!( خودشم پشت نيسان !!!) خيرداسه 3 : اگر درسي را نيفتم ... انا فارغ التحصيل !!! خیرداسه ۴ : در هفته ای که گذشت من دو ساله شدم !!! خيرداسه 4 : نيمرخ در هفته اي كه گذشت : 26 و 27
| Design By : Night Skin |


