تبليغاتX
درد دلهای من و خدا - خدای زیبای من ...


درد دلهای من و خدا

من فانی ام و تو باقی ...

 

 

آه خداي من ...

 

خداي زيباي من ...

 

زيباي بي همتاي من ...

 

اي زيبائي كه شراره آتش و سرخي باد و فريب غمزه و زيبائي خنده ، بر تو بي اثر است ...

 

كمكم كن ...

 

مي ترسم از شراره آتشي كه سرخي بادها شعله ورش كنند ...

 

آتشي كه خود ساخته ام ؛ به فريب غمزه اي و زيبائي خنده اي ...

 


 

 

خيرداسه 1 : غرورت نگذاشت آنها را باز پس گيري ! نتيجه اخلاقي :

 

كتابهايت را به كتابخانه دادم ! ديگر هديه هايت را به سطل آشغال ...

 

نامه هايت را به آتش انداختم ! دوست داشتنت را به درک ...

 

خيرداسه 2 : امروز نيسان سواري كردم ! آنقدر حال داد !!!( خودشم پشت نيسان !!!)

 

خيرداسه 3 : اگر درسي را نيفتم ... انا فارغ التحصيل !!!

 

خیرداسه ۴ : در هفته ای که گذشت من دو ساله شدم !!!

 

خيرداسه 4 : نيمرخ در هفته اي كه گذشت : 26 و  27

 

 

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 19:31 توسط فانی| |


Design By : Night Skin